ترجمه "encrust" به فارسی

(با رویه ای مثل پوست نان پوشاندن) پوسته دار (یا پوستک دار) کردن, با جواهر پوشاندن, دلمه بستن بهترین ترجمه های "encrust" به فارسی هستند.

encrust verb دستور زبان

(transitive) To cover with a hard crust. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (با رویه ای مثل پوست نان پوشاندن) پوسته دار (یا پوستک دار) کردن

  • با جواهر پوشاندن

  • دلمه بستن

  • ترجمه های کمتر

    • روکش کردن
    • رویه بستن
    • مرصع کردن
    • پوشاندن دار
    • پوشش دار کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " encrust " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "encrust" با ترجمه به فارسی

  • (پزشکی - هر چیزی که به صورت رویه ی سفتی بسته شده باشد) دله · دلمه · دلمه شدگی · روکش (سفت) · رویه · رویه بندی · قشر · لایه ی مرصع · لایه ی گوهرین · پوست · پوست زخم · پوسته · پوسته (یا پوستک) دار سازی · پوسته بندی · پوستک · پوشش
  • اندود · قشر · ورقه · پوشش
اضافه کردن

ترجمه های "encrust" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه