ترجمه "encysted" به فارسی

کیسه ای, کیسه دار بهترین ترجمه های "encysted" به فارسی هستند.

encysted adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of encyst. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کیسه ای

  • کیسه دار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " encysted " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "encysted" با ترجمه به فارسی

  • (پزشکی - زیست شناسی) در کیسه یا تخمدان قرار گرفتن یا قرار دادن · در کیسه شدن یا کردن · کیسه بندی کردن
  • (پزشکی - زیست شناسی) در کیسه یا تخمدان قرار گرفتن یا قرار دادن · در کیسه شدن یا کردن · کیسه بندی کردن
اضافه کردن

ترجمه های "encysted" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه