ترجمه "endure" به فارسی

پایستن, آراستن, تاب آوردن بهترین ترجمه های "endure" به فارسی هستند.

endure verb دستور زبان

(transitive) To tolerate or put up with something unpleasant. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پایستن

    verb
  • آراستن

    verb
  • تاب آوردن

  • ترجمه های کمتر

    • (با شرایط نامساعد) ساختن
    • (درد و خستگی و غیره) تاب آوردن
    • (درد) کشیدن
    • استقامت کردن
    • ایستادگی کردن
    • بردبار بودن
    • به درازا کشیدن
    • به روی خود نیاوردن
    • تحمل کردن
    • جاودان بودن
    • جلو آمدن
    • دوام آوردن
    • دوام داشتن
    • دوام کردن
    • رنج بردن
    • شکیبایی کردن
    • طول کشیدن
    • متحمل شدن
    • منتظر شدن
    • منزل کردن
    • وفا کردن
    • پایا بودن
    • پایدار ماندن
    • پایداری کردن
    • پاینده بودن
    • یارا داشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " endure " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "endure" با ترجمه به فارسی

  • استقامت پایدارسازی
  • تحمل کردن
  • بادوام · جاودان · دیرپا · ماندنی · پایا · پایدار · پاینده
  • تاب آوردنی · تابا · قابل تحمل · پایستنی · یاراپذیر (در برابر: یاراناپذیر unendurable)
  • (حداکثر زمانی که هواپیما یا موتور و غیره می تواند با کارآیی کار کند) پایایی · (نادر) سختی · استقامت · ایستادگی · بردباری · بقا · تحمل · رنج · شکیبایی · صبر · طاقت · فریوری · قدرت تحمل · محنت · مصیبت · پایداری · پایست · پایمردی · یارایی
  • بادوام · جاودان · دیرپا · ماندنی · پایا · پایدار · پاینده
اضافه کردن

ترجمه های "endure" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه