ترجمه "enmesh" به فارسی

گیرانداختن, (در تور و غیره) گرفتار کردن, (مجازی) درگیر کردن یا بودن بهترین ترجمه های "enmesh" به فارسی هستند.

enmesh verb دستور زبان

To mesh; to tangle or interweave in such a manner as not to be easily separated, particularly in a mesh or net like manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گیرانداختن

  • (در تور و غیره) گرفتار کردن

  • (مجازی) درگیر کردن یا بودن

  • درشبکه نهادن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " enmesh " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "enmesh" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه