ترجمه "enmity" به فارسی

دشمنی, خصومت, عداوت بهترین ترجمه های "enmity" به فارسی هستند.

enmity noun دستور زبان

The quality of being an enemy; hostile or unfriendly disposition. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دشمنی

    noun

    hostile or unfriendly disposition

    Cardinal Ralph had also discovered the reason for Justines enmity.

    کاردینال رالف همچنین علت دشمنی جاستین را دریافته بود.

  • خصومت

    noun

    Yet the air of the valley was heavy with fear and enmity.

    با ایـن حـال هـوای دره از خـوف و خصومت سنگین بود.

  • عداوت

    noun

    that neither war nor enmity

    كه نه جنگ و نه عداوت

  • ترجمه های کمتر

    • نفرت
    • کینه
    • استیزه
    • کین
    • سو نیت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " enmity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "enmity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه