ترجمه "enormous" به فارسی
بزرگ, عظیم, هنگفت بهترین ترجمه های "enormous" به فارسی هستند.
enormous
adjective
دستور زبان
(obsolete) Deviating from the norm; unusual, extraordinary. [..]
-
بزرگ
adjectiveHe lives in an enormous house.
او در یک خانه بزرگ زندگی می کند.
-
عظیم
adjectiveAs with the physical law of gravity, their enormous mass drew the individual human atoms to itself.
جرم عظیم ایشان بنا به قانون فیزیکی جاذبه افراد را مانند اتمهای مجزایی به سوی خویش میکشید.
-
هنگفت
We can't make meaning out of these enormous statistics.
نمیتونیم مفهومی از این آمار هنگفت برداشت کنیم.
-
ترجمه های کمتر
- نهمار
- قبیح
- فاحش
- (از حد معمول بزرگ تر یا بیشتر یا رفیع تر) کلان
- (قدیمی) شنیع
- بسیار (بد)
- فوق العاده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " enormous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "enormous" با ترجمه به فارسی
-
(در مورد چیزهای بد) شدت · (عامیانه) عظمت · حدت · زیادی · شناعت · شوکت · قباحت · قبیح · نکوهیدگی
-
بحدافراط · بغایت · خیلی زیاد
-
افراط · بزرگی · جسامت · زیادی · عظمت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن