ترجمه "enormousness" به فارسی
عظمت, بزرگی, جسامت بهترین ترجمه های "enormousness" به فارسی هستند.
enormousness
noun
دستور زبان
Great size or magnitude. [..]
-
عظمت
most unjust vilifications, which still seemed minuscule to her in light of the enormity of the offense.
کلماتی بسیار بیانصافانه که به خاطر عظمت آن توهین، خیلی هم منصفانه می دانستشان.
-
بزرگی
nounHis hands were enormous, chipped and scarred by years in the mines.
دستهای بزرگی داشت که در اثر سالها کار در معدن خراشیده و لک شده بودند.
-
جسامت
-
ترجمه های کمتر
- افراط
- زیادی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " enormousness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "enormousness" با ترجمه به فارسی
-
(در مورد چیزهای بد) شدت · (عامیانه) عظمت · حدت · زیادی · شناعت · شوکت · قباحت · قبیح · نکوهیدگی
-
(از حد معمول بزرگ تر یا بیشتر یا رفیع تر) کلان · (قدیمی) شنیع · بزرگ · بسیار (بد) · عظیم · فاحش · فوق العاده · قبیح · نهمار · هنگفت
-
بحدافراط · بغایت · خیلی زیاد
-
(از حد معمول بزرگ تر یا بیشتر یا رفیع تر) کلان · (قدیمی) شنیع · بزرگ · بسیار (بد) · عظیم · فاحش · فوق العاده · قبیح · نهمار · هنگفت
-
(از حد معمول بزرگ تر یا بیشتر یا رفیع تر) کلان · (قدیمی) شنیع · بزرگ · بسیار (بد) · عظیم · فاحش · فوق العاده · قبیح · نهمار · هنگفت
-
(از حد معمول بزرگ تر یا بیشتر یا رفیع تر) کلان · (قدیمی) شنیع · بزرگ · بسیار (بد) · عظیم · فاحش · فوق العاده · قبیح · نهمار · هنگفت
-
(از حد معمول بزرگ تر یا بیشتر یا رفیع تر) کلان · (قدیمی) شنیع · بزرگ · بسیار (بد) · عظیم · فاحش · فوق العاده · قبیح · نهمار · هنگفت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن