ترجمه "enrooted" به فارسی
نشانده, ریشه کرده بهترین ترجمه های "enrooted" به فارسی هستند.
enrooted
verb
Simple past tense and past participle of enroot. [..]
-
نشانده
-
ریشه کرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " enrooted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "enrooted" با ترجمه به فارسی
-
(بیشتر به صورت وجه مجهول) ریشه دار کردن · (محکم) جایگزین کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن