ترجمه "enslave" به فارسی

(مجازی) اسیر خود کردن, برده کردن, به بندگی درآوردن بهترین ترجمه های "enslave" به فارسی هستند.

enslave verb دستور زبان

(transitive) To make subservient; to strip one of freedom; enthrall. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (مجازی) اسیر خود کردن

  • برده کردن

    They've been co-opted by the radical right, which in turn has enslaved the Republican middle.

    به دليل اصلاحات اساسي برگزيده شدن که به جاش مرکز جمهوري خواهان رو برده کردن

  • به بندگی درآوردن

  • غلام کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " enslave " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "enslave" با ترجمه به فارسی

  • اسارت · افتادگی · بردگی · بنده سازی · بندگی · غلامی · گرفتاری
  • اسیرکننده · بنده سازنده · زنی که مردی رااسیرزیبایی خودمیسازد
اضافه کردن

ترجمه های "enslave" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه