ترجمه "enslavement" به فارسی

اسارت, غلامی, گرفتاری بهترین ترجمه های "enslavement" به فارسی هستند.

enslavement noun دستور زبان

The act of enslaving or the state of being a slave; bondage [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسارت

    noun

    I had found Zaya enslaved to a cruel master.

    زايا رو در اسارت ارباب سنگدلي پيدا کردم

  • غلامی

    noun
  • گرفتاری

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بردگی
    • بندگی
    • افتادگی
    • بنده سازی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " enslavement " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "enslavement" با ترجمه به فارسی

  • اسیرکننده · بنده سازنده · زنی که مردی رااسیرزیبایی خودمیسازد
  • (مجازی) اسیر خود کردن · برده کردن · به بندگی درآوردن · غلام کردن
اضافه کردن

ترجمه های "enslavement" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه