ترجمه "entail" به فارسی
مستلزم بودن, ایجاب کردن, دربرداشتن بهترین ترجمه های "entail" به فارسی هستند.
entail
verb
noun
دستور زبان
That which is entailed. Hence: [..]
-
مستلزم بودن
to imply or require
-
ایجاب کردن
to imply or require
-
دربرداشتن
verb
-
ترجمه های کمتر
- (حقوق - ارث را به اشخاص مخصوصی منحصر کردن) انحصار وراثت دادن
- (کسان به خصوصی را) وارث خود کردن
- انحصار وراثت
- حبس مال
- حبس کردن مال
- در پی داشتن
- مال ارثی
- مال وقفی
- مشمول کردن
- مقصود داشتن
- وقف مال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " entail " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Entail
-
مستلزم بودن، متخصص بودن
عباراتی شبیه به "entail" با ترجمه به فارسی
-
حبس · حبس شدگی · وقف · وقف شدگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن