ترجمه "entailment" به فارسی
حبس, وقف, حبس شدگی بهترین ترجمه های "entailment" به فارسی هستند.
entailment
noun
دستور زبان
The act of entailing, the state of being entailed, or something that is entailed. [..]
-
حبس
-
وقف
What does Christian dedication entail, leading to what questions?
وقف مسیحی نشانگر چیست و روی چه سؤالاتی باید تعمّق کرد؟
-
حبس شدگی
-
وقف شدگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " entailment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "entailment" با ترجمه به فارسی
-
(حقوق - ارث را به اشخاص مخصوصی منحصر کردن) انحصار وراثت دادن · (کسان به خصوصی را) وارث خود کردن · انحصار وراثت · ایجاب کردن · حبس مال · حبس کردن مال · در پی داشتن · دربرداشتن · مال ارثی · مال وقفی · مستلزم بودن · مشمول کردن · مقصود داشتن · وقف مال
-
مستلزم بودن، متخصص بودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن