ترجمه "enteral" به فارسی
امعایی, روده ای بهترین ترجمه های "enteral" به فارسی هستند.
enteral
adjective
دستور زبان
Of, pertaining to, within, or by way of the intestine [..]
-
امعایی
-
روده ای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " enteral " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "enteral" با ترجمه به فارسی
-
(حقوق) ورود غیرقانونی · دخول از راه شکستن در و غیره یا باز کردن قفل یا چفت به منظور ارتکاب جرم (breaking and entry هم می گویند)
-
ندرک یسون مسا هفیظو ماظن یارب
-
(پزشکی) روده ای · شکمی (enteral هم می گویند) · وابسته به روده ها · گوارشی
-
کلید ورود
-
متغیر اساسی ورودی
-
حق دخول · مدخل
-
وارد نشوید
-
آغاز کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن