ترجمه "enthral" به فارسی

اسیرکردن, مبتلاکردن, بنده گردانیدن بهترین ترجمه های "enthral" به فارسی هستند.

enthral verb دستور زبان

(transitive) To hold spellbound; to bewitch, charm or captivate. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسیرکردن

  • مبتلاکردن

  • بنده گردانیدن

  • غلام کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " enthral " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "enthral" با ترجمه به فارسی

  • (نادر) برده کردن · اسیر (عشق و غیره) کردن · تبدیل به غلام کردن · دلباخته کردن · شیدا کردن · مسحور کردن · واله کردن
  • افسون
  • اسارت · افتادگی · بنده سازی · بندگی · غلامی · گرفتاری
  • (نادر) برده کردن · اسیر (عشق و غیره) کردن · تبدیل به غلام کردن · دلباخته کردن · شیدا کردن · مسحور کردن · واله کردن
اضافه کردن

ترجمه های "enthral" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه