ترجمه "envelopment" به فارسی
پوشاندگی, فراگیری, احاطه بهترین ترجمه های "envelopment" به فارسی هستند.
envelopment
noun
دستور زبان
The act of enveloping [..]
-
پوشاندگی
-
فراگیری
-
احاطه
We are all enveloped in misery as in our skins.
مثل اینکه یک پوست دومی هم داشته باشیم غصه مارو احاطه کرده...
-
پوشش :عمل پوشاندن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " envelopment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "envelopment" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به perianth
-
پاکت پنجره دار
-
امش سردآ و ربمت اب تکاپ
-
(ارتش) جناح (یا جناحین) را مورد حمله قرار دادن · (در تاریکی یا ابر و غیره) فرو بردن · (در چیز دیگری) پیچیدن · (مجازی) احاطه کردن · در پاکت گذاشتن · دوره کردن · فرا گرفتن · مستورکردن · پنهان کردن · پوشاندن · پیچیدن
-
پاکت اندازه ی معمولی · پاکت بازرگانی (که ورق کاغذ 5/8 در 11 اینچ را با دو بار تا کردن می توان در آن قرار داد) (envelopebusiness-size هم می گویند)
-
(ریاضی - زیست شناسی) پوش · (صفحه ی گرامافون و غیره) لفاف · لفاف · پاکت · پاکت (برای نامه) · پاکت نامه · پوشاندن · پوشش · پیراگیر · پیراگیره
-
پارادوکس دو پاکت
-
تجهیزات زهکشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن