ترجمه "envious" به فارسی

حسود, حسودانه, رشکین بهترین ترجمه های "envious" به فارسی هستند.

envious adjective دستور زبان

Feeling or exhibiting envy; desire of excellence or good fortune of another; maliciously grudging [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حسود

    feeling or exhibiting envy

    Desire nothing for thyself, seek nothing, be not anxious or envious.

    هیچ چیز برای خود آرزو نکن! آزمند و حسود و مضطرب مباش!

  • حسودانه

    it was not the least in the world like the scandalized and envious glance of an owl at two turtle doves

    از هیچ روی نگاه غرض آلود و حسودانه جغدی نبود که به دو کبوتر بنگرد

  • رشکین

  • ترجمه های کمتر

    • حسادت انگیز
    • رجوع شود به emulous
    • رشک آمیز
    • رشک انگیز
    • رشک بر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " envious " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "envious" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه