ترجمه "environ" به فارسی
احاطه کردن, دور (چیزی را) گرفتن, گردگیری کردن بهترین ترجمه های "environ" به فارسی هستند.
environ
Verb
verb
noun
دستور زبان
To surround; to encircle. [..]
-
احاطه کردن
-
دور (چیزی را) گرفتن
-
گردگیری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " environ " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "environ" با ترجمه به فارسی
-
محیط خارجی
-
محیط استقرار نرمافزار
-
محیط یکپارچه توسعه نرمافزار
-
گرایش جنسی و محیط
-
محيط زيست كرانهاي · محیط زیست کفزی · منطقه كفزي · منطقه كفزي ژرف
-
محیط اقتصادی حسابداری
-
شرایط محیطی روستایی · محیط زیست روستایی
-
محيط زيست كرانهاي · محیط زیست کفزی · منطقه كفزي · منطقه كفزي ژرف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن