ترجمه "envy" به فارسی
حسادت ورزیدن, حسادت, رشک بهترین ترجمه های "envy" به فارسی هستند.
Resentful desire of something possessed by another or others (but not limited to material possessions). [from 13th c.] [..]
-
حسادت ورزیدن
verbto feel displeasure towards (someone) because of their good fortune, possessions
-
حسادت
nounresentful desire of something possessed by another
Made out of envy of your own royal manhood.
از روي حسادت به مردانگي سلطنتي شما اين رو گفتم.
-
رشک
nounresentful desire of something possessed by another [..]
A lady entering the next box shot a glance of feminine envy at Natasha.
بانویی که وارد لژ مجاور میشد با نگاه زنانه رشک آمیز به ناتاشا نگریست.
-
ترجمه های کمتر
- حسد
- رشک ورزیدن
- غبطه
- غبطه خوردن
- بدخواهی
- کین
- پژهان
- دریغیدن
- دژمانیدن
- (هر چیز حسادت انگیز) رشک انگیز
- حسادت کردن
- حسد ورزیدن
- حسرت داشتن
- رشک بردن
- قبطه خوردن
- مایه ی حسرت
- مضایقه کردن
- مورد رشک
- پژهان بردن
- چشم طمع (به چیز یا مال دیگری)
- کین مندی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " envy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Envy (film)
"Envy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Envy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "envy" با ترجمه به فارسی
-
رشک قضیب
-
رشک خوردن/بردن، غبطه خوردن، حسد بردن
-
حسود