ترجمه "ephemeral" به فارسی

ناپایدار, زودگذر, موقتی بهترین ترجمه های "ephemeral" به فارسی هستند.

ephemeral adjective noun دستور زبان

Something which lasts for a short period of time. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناپایدار

    adjective
  • زودگذر

    Spoken and gestural are by their very nature ephemeral.

    گفتاری و حرکات واشارات اصل ذات زودگذر خود را دارند.

  • موقتی

    But these innumerable little volumes, bright, identical, ephemeral

    اما این جلدهای بی شمار کوچک، با رنگی روشن، مشابه و موقتی،

  • ترجمه های کمتر

    • موقت
    • ناپا
    • ناپایا
    • يكروزه
    • گذرنده
    • یومیه
    • یکروزه
    • گذرا
    • روزانه
    • تک روزه
    • زود گذر
    • هر چیز زودگذر (به ویژه حشره ی کوته زی)
    • چند روزه
    • کم عمر
    • کوته زمان
    • کوته زی
    • یک روزه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ephemeral " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ephemeral" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ephemeral" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه