ترجمه "ephemerous" به فارسی

بیدوام, یومیه, یکروزه بهترین ترجمه های "ephemerous" به فارسی هستند.

ephemerous adjective دستور زبان

ephemeral

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیدوام

  • یومیه

  • یکروزه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ephemerous " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ephemerous" با ترجمه به فارسی

  • تک روزه · روزانه · زود گذر · زودگذر · موقت · موقتی · ناپا · ناپایا · ناپایدار · هر چیز زودگذر (به ویژه حشره ی کوته زی) · يكروزه · چند روزه · کم عمر · کوته زمان · کوته زی · گذرا · گذرنده · یومیه · یک روزه · یکروزه
  • نهر موقتی
  • ويروس تب سهروزه · ویروس تب بیدوام گاوی
  • تک روزه · روزانه · زود گذر · زودگذر · موقت · موقتی · ناپا · ناپایا · ناپایدار · هر چیز زودگذر (به ویژه حشره ی کوته زی) · يكروزه · چند روزه · کم عمر · کوته زمان · کوته زی · گذرا · گذرنده · یومیه · یک روزه · یکروزه
  • تک روزه · روزانه · زود گذر · زودگذر · موقت · موقتی · ناپا · ناپایا · ناپایدار · هر چیز زودگذر (به ویژه حشره ی کوته زی) · يكروزه · چند روزه · کم عمر · کوته زمان · کوته زی · گذرا · گذرنده · یومیه · یک روزه · یکروزه
اضافه کردن

ترجمه های "ephemerous" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه