ترجمه "epithetic" به فارسی

صفتی, لقبی, وصفی بهترین ترجمه های "epithetic" به فارسی هستند.

epithetic adjective دستور زبان

Of or relating to epithets. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • صفتی

    Svidrigailov asked in naive dismay, taking not the slightest notice of the epithet bestowed on his designs.

    این جمله را سویدریگایلف ناگهان با ترسی بچگانه ادا کرد و به صفتی که در مورد تصمیماتش بکاررفتهبود کوچکترین توجهی ننمود.

  • لقبی

  • وصفی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " epithetic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "epithetic" با ترجمه به فارسی

  • دارای صفات یاالقال · صفتی · لقبی · وصفی
  • (صفت یا لقب یا عبارتی که برای وصف شخص یا چیزی به کار می رود و معمولا تداعی منفی دارد) صفت · اصطلاح · انگ · برچسب · صفت · لقب · واژه یا عبارت وصفی (مثلا در مثال های زیر) · پاچنام · کنیه · گواسه
اضافه کردن

ترجمه های "epithetic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه