ترجمه "equilibrate" به فارسی

ترازمند کردن, ترازگری کردن, متعادل شدن بهترین ترجمه های "equilibrate" به فارسی هستند.

equilibrate verb دستور زبان

(transitive) To balance, or bring into equilibrium. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترازمند کردن

  • ترازگری کردن

  • متعادل شدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • متعادل کردن
    • هم ترازو کردن
    • هم سنگ کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " equilibrate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "equilibrate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "equilibrate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه