ترجمه "equipped" به فارسی

مجهز, اراسته, اماده بهترین ترجمه های "equipped" به فارسی هستند.

equipped adjective verb

Simple past tense and past participle of equip. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مجهز

    adjective

    Having at disposal what is needed.

    If he's equipped to transmit every form of energy that can pulse.

    اگه اون فرد طوري مجهز بشه که بتونه انواع انرژي هايي که پالس دارن رو ارسال کنه.

  • اراسته

  • اماده

    My manner has always caused me problems with those less equipped to keep up.

    روش من هميشه باعث مشکلاتي برام مي شد با کساني که اماده تحمل کردنش نبودند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " equipped " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "equipped" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "equipped" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه