ترجمه "equitant" به فارسی

(گیاه شناسی) هم سوار, سوار بر هم بهترین ترجمه های "equitant" به فارسی هستند.

equitant adjective دستور زبان

(botany) overlapping at the base [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (گیاه شناسی) هم سوار

  • سوار بر هم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " equitant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "equitant" با ترجمه به فارسی

  • رعایت انصاف
  • عادلانه · منصفانه
  • (حقوق) وابسته به قوانین انصاف (رجوع شود به equity) · آزرمانه · آزرمین · با انصاف · برابر نگرانه · برابرنگر · دادورانه · رجوع شود به equable · عادل · منصف · منصفانه · وابسته به دادگاه انصاف
  • بهره منصفانه
  • تخصیص منصفانه – اختصاص منصفانه
  • اسب سواری · سوار کاری · سوارکاری · سواری · چابک سواری · گردش و مسافرت
  • (روم باستان - طبقه ی ممتازی از شهروندان که افراد سواره نظام را از میان آنان می گزیدند) چابک سوار · رسته ی سلحشوران · سلحشور
  • (حقوق) وابسته به قوانین انصاف (رجوع شود به equity) · آزرمانه · آزرمین · با انصاف · برابر نگرانه · برابرنگر · دادورانه · رجوع شود به equable · عادل · منصف · منصفانه · وابسته به دادگاه انصاف
اضافه کردن

ترجمه های "equitant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه