ترجمه "equitation" به فارسی
سواری, سوارکاری, اسب سواری بهترین ترجمه های "equitation" به فارسی هستند.
equitation
noun
دستور زبان
The art, practice or act of riding a horse; horsemanship. [..]
-
سواری
noun -
سوارکاری
noun -
اسب سواری
-
ترجمه های کمتر
- سوار کاری
- چابک سواری
- گردش و مسافرت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " equitation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "equitation" با ترجمه به فارسی
-
(گیاه شناسی) هم سوار · سوار بر هم
-
رعایت انصاف
-
عادلانه · منصفانه
-
(حقوق) وابسته به قوانین انصاف (رجوع شود به equity) · آزرمانه · آزرمین · با انصاف · برابر نگرانه · برابرنگر · دادورانه · رجوع شود به equable · عادل · منصف · منصفانه · وابسته به دادگاه انصاف
-
بهره منصفانه
-
تخصیص منصفانه – اختصاص منصفانه
-
(روم باستان - طبقه ی ممتازی از شهروندان که افراد سواره نظام را از میان آنان می گزیدند) چابک سوار · رسته ی سلحشوران · سلحشور
-
(حقوق) وابسته به قوانین انصاف (رجوع شود به equity) · آزرمانه · آزرمین · با انصاف · برابر نگرانه · برابرنگر · دادورانه · رجوع شود به equable · عادل · منصف · منصفانه · وابسته به دادگاه انصاف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن