ترجمه "equivocal" به فارسی

مشکوک, مبهم, دوپهلو بهترین ترجمه های "equivocal" به فارسی هستند.

equivocal adjective noun دستور زبان

A word or expression capable of different meanings; an ambiguous term; an equivoque. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشکوک

    if I can see this Mrs. Laura Lyons, of equivocal reputation

    اگر بتوانم این خانم لا را لاینز را با این شهرت مشکوک ببینم

  • مبهم

    adjective

    I did not come to make judgments, he equivocated.

    آمون مبهم حرف میزد من اینجا نیومدم که قضاوت کنم

  • دوپهلو

    But it is not that that I spoke about, her mother equivocated.

    مادرش با لحنی دوپهلو گفت اما من دربارهی این موضوع حرف نزدم

  • ترجمه های کمتر

    • گنگ
    • مذبذب
    • ناهویدا
    • ندانستنی
    • نامشخص
    • نامعلوم
    • (دارای بیش از یک معنی یا تفسیر) چند پهلو
    • تعیین نشده
    • دارای ابهام
    • دو پهلو
    • شک انگیز
    • ظن انگیز
    • مبهم (به طور عمدی)
    • پرسش انگیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " equivocal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "equivocal" با ترجمه به فارسی

  • ایهام · دوپهلویی · مشکوکیت
  • (عمدا) مبهم گویی کردن · تزویر کردن · دروغ گفتن · دوپهلو حرف زدن · سهل انگاشتن · مرتد شدن · مکر کردن · چند پهلو حرف زدن · گنگ گویی کردن
  • ایهام گو · حیله بازدرسخن گفتن · دوپهلوحرف زن · زبان باز · مرتد
  • ازروی ایهام · بطورمشکوک یانامعلوم
  • ایهام · دوپهلویی · مشکوکیت
  • ابهام · ایهام گویی · دروغ · دوپهلویی · نیرنگ درصحبت · پیچیده گویی
اضافه کردن

ترجمه های "equivocal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه