ترجمه "equivocator" به فارسی
مرتد, ایهام گو, حیله بازدرسخن گفتن بهترین ترجمه های "equivocator" به فارسی هستند.
equivocator
noun
دستور زبان
Agent noun of equivocate; one who equivocates. [..]
-
مرتد
noun -
ایهام گو
-
حیله بازدرسخن گفتن
-
ترجمه های کمتر
- دوپهلوحرف زن
- زبان باز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " equivocator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "equivocator" با ترجمه به فارسی
-
(دارای بیش از یک معنی یا تفسیر) چند پهلو · تعیین نشده · دارای ابهام · دو پهلو · دوپهلو · شک انگیز · ظن انگیز · مبهم · مبهم (به طور عمدی) · مذبذب · مشکوک · نامشخص · نامعلوم · ناهویدا · ندانستنی · پرسش انگیز · گنگ
-
ایهام · دوپهلویی · مشکوکیت
-
(عمدا) مبهم گویی کردن · تزویر کردن · دروغ گفتن · دوپهلو حرف زدن · سهل انگاشتن · مرتد شدن · مکر کردن · چند پهلو حرف زدن · گنگ گویی کردن
-
ازروی ایهام · بطورمشکوک یانامعلوم
-
ایهام · دوپهلویی · مشکوکیت
-
ابهام · ایهام گویی · دروغ · دوپهلویی · نیرنگ درصحبت · پیچیده گویی
-
(دارای بیش از یک معنی یا تفسیر) چند پهلو · تعیین نشده · دارای ابهام · دو پهلو · دوپهلو · شک انگیز · ظن انگیز · مبهم · مبهم (به طور عمدی) · مذبذب · مشکوک · نامشخص · نامعلوم · ناهویدا · ندانستنی · پرسش انگیز · گنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن