ترجمه "eradicate" به فارسی
از بین بردن, نابود کردن, ریشهکن کردن بهترین ترجمه های "eradicate" به فارسی هستند.
(transitive) To pull up by the roots; to uproot. [..]
-
از بین بردن
verbto completely destroy; to reduce to nothing radically
and that you will cooperate with me in eradicating the cause of our estrangement, and forgetting the past.
و برای از بین بردن علت بیگانگی ما و فراموش کردن گذشته، با من همکاری خواهید کرد.
-
نابود کردن
verbto completely destroy; to reduce to nothing radically
and the crushing, eradicating, destroying,
و مغلوب کردن، ریشه کن کردن، نابود کردن
-
ریشهکن کردن
to pull up by the roots
but preferred to dedicate my life to the eradication of the Dark Forces.
اما من ترجیح دادم زندگی مو وقف ریشهکن کردن نیروهای سیاه و شیطانی بکنم.
-
ترجمه های کمتر
- ریشه کن کردن
- (مجازی) نابود کردن
- از ریشه درآوردن
- خاموش کردن
- خنثی نمودن
- منهدم کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eradicate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "eradicate" با ترجمه به فارسی
-
انگلزدايي موجودات زنده · ريشهكني آفت · مديريت آفت · کنترل آفت
-
ازبیخ کنی · ریشه کن کردن · قلع وقمع
-
ریشه کن کننده · قلع وقمع کننده
-
ریشهکنی بیماری · كنترل باكتريها · كنترل بيماري گياه · كنترل قارچ · پروفیلاکسی بیماری · پيشگيري از بيماري · کنترل بیماری
-
دافع حشرات
-
ازبیخ کنی · ریشه کن کردن · قلع وقمع
-
ازبیخ کنی · ریشه کن کردن · قلع وقمع