ترجمه "era" به فارسی
دوران, عصر, دوره بهترین ترجمه های "era" به فارسی هستند.
A time period of indeterminate length, generally more than one year. [..]
-
دوران
nounsubdivision of geological time; shorter than an eon and longer than a period [..]
Let us draw to a close this era of meta-narratives.
بیایید از دوران الگوهای حکومتی برگرفته از خیالات واهی بگذریم.
-
عصر
nounAlas! the readers of our era are less favoured.
افسوس، که کتابخوانهای عصر ما به اندازه آنها خوشبخت نیستند!
-
دوره
nounThey say that in this era, three times the earth will be shaken.
آنها مي گويند که در اين دوره ، سه بار به زمين ضربه سنگيني زده خواهد شد.
-
ترجمه های کمتر
- روزگار
- زمانه
- (در برابر: دور epoch و دوره period)
- (روش نشان دادن زمان با آغاز از زمانی معین) تقویم
- (هر یک از پنج دوران اصلی که اعصار زمین شناسی را به آن تقسیم می کنند) دوران
- مبدا تاریخ
- نقطه ی بازگشت (تاریخ یا رویدادی که آغاز دوره یا فصل مهمی از چیزی را مشخص می کند)
- نقطه ی عطف
- گاه شمار
- گاه شماری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " era " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Initialism of [i]“Earned Run Average”[/i] (baseball statistic) [..]
"ERA" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای ERA در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "era" با ترجمه به فارسی
-
دوران بعد از ساکس (قانون سربانس – اکسلی)
-
دوره · عصر
-
دوران مسیحیت (از زاد عیسی تاکنون) (مخفف آن : .C.E) · عهد مسیحیت (گاهشماری و تاریخ مسیحی که آغاز آن سال تولد حضرت عیسی است و سال های پیش از آن را .B.C یا پیش از میلاد وسال های بعد از آن را .A.D یا پس از میلاد می نامند)
-
رجوع شود به Christian Era