ترجمه "er" به فارسی
(اسم ساز) کننده, (به فعل افزوده می شود) مکررا, (حرف ندا به نشان من من کردن یا مکث) ا بهترین ترجمه های "er" به فارسی هستند.
(informal) To utter the word "er" when hesitating in speech, found almost exclusively in the phrase um and er . [..]
-
(اسم ساز) کننده
-
(به فعل افزوده می شود) مکررا
-
(حرف ندا به نشان من من کردن یا مکث) ا
-
ترجمه های کمتر
- (شیمی) نشان اربیم (erbium)
- (صفت تفضیلی ساز و قید ساز) [later و greater]
- (واژه های حقوقی) عمل
- - چی [worker]
- - گر
- - ی [New Yorker]
- - ی [diner]
- اهل یک شهر یا محل
- شونده [roller]
- مربوط به
- پی در پی [patter و flicker]
- کننده [demurrer]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " er " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
a trivalent metallic element of the rare earth group; occurs with yttrium
"Er" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Er در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
Abbreviation of [i]Elizabeth Regina[/i]. [..]
"ER" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای ER در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "er" با ترجمه به فارسی
-
خاطی، خطاکار، گنهکار، عاصی، مجرم، تبه کار، گناه کار
-
از این پیش · پیش تر
-
تر · کار · کننده · گر · ی
-
(شعر قدیم) · ارجح تر · اولی تر · بجای چیزی، بجای آن، ترجیح دادن · زودتر از · قبل (از) · پیش (از)
-
خاطی، خطاکار، گنهکار، عاصی، مجرم، تبه کار، گناه کار
-
تر · کار · کننده · گر · ی