ترجمه "erring" به فارسی
خاطی، خطاکار، گنهکار، عاصی، مجرم، تبه کار، گناه کار ترجمه "erring" به فارسی است.
erring
noun
adjective
verb
دستور زبان
Present participle of err. [..]
-
خاطی، خطاکار، گنهکار، عاصی، مجرم، تبه کار، گناه کار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " erring " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "erring" با ترجمه به فارسی
-
(اسم ساز) کننده · (به فعل افزوده می شود) مکررا · (حرف ندا به نشان من من کردن یا مکث) ا · (شیمی) نشان اربیم (erbium) · (صفت تفضیلی ساز و قید ساز) [later و greater] · (واژه های حقوقی) عمل · - چی [worker] · - گر · - ی [New Yorker] · - ی [diner] · اهل یک شهر یا محل · شونده [roller] · مربوط به · پی در پی [patter و flicker] · کننده [demurrer]
-
از این پیش · پیش تر
-
تر · کار · کننده · گر · ی
-
(شعر قدیم) · ارجح تر · اولی تر · بجای چیزی، بجای آن، ترجیح دادن · زودتر از · قبل (از) · پیش (از)
-
تر · کار · کننده · گر · ی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن