ترجمه "erroneous" به فارسی

غلط, اشتباهی, اشتباه بهترین ترجمه های "erroneous" به فارسی هستند.

erroneous adjective دستور زبان

Containing an error; inaccurate. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غلط

    adjective

    Their erroneous arguments shoved the thorns in his flesh deeper and deeper, as it were.

    استدلالهای غلط آنها خارهایی را که در جسم ایّوب بود بیش از پیش به تنش فرو بردند.

  • اشتباهی

    adjective

    14. (a) What erroneous idea troubles some who face trials?

    ۱۴. الف) وقتی با سختی مواجه میشویم چه تصوّر اشتباهی ممکن است در ذهنمان ایجاد شود؟

  • اشتباه

    noun

    I am afraid, my dear Watson, that most of your conclusions were erroneous.

    متأسفانه وات سن عزیزم، بیشتر نتیجه گیریهای تو اشتباه بود.

  • ترجمه های کمتر

    • نادرست
    • خطاآمیز
    • خطاگونه
    • سهو
    • مشتبه
    • لغزش
    • (در) اشتباه
    • ،اشتباه
    • مغلوط – نادرست – پر از اشتباه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " erroneous " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Erroneous
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نادرست، اشتباه

عباراتی شبیه به "erroneous" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "erroneous" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه