ترجمه "error" به فارسی

اشتباه, خطا, غلط بهترین ترجمه های "error" به فارسی هستند.

error verb noun دستور زبان

(computing) To function improperly due to an error, especially accompanied by error message. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشتباه

    noun

    Excuse me; allow me to point out three errors in the above article.

    ببخشید، به من اجازه دهید سه اشتباه در مقالهی فوق را بیان کنم.

  • خطا

    A value or condition that is not consistent with the true, specified, or expected value or condition. [..]

    This sentence contains an error.

    این جمله خطا دارد.

  • غلط

    adjective noun

    We know that reviewers will find more spelling errors in your writing

    ما میدونیم اگر سیاهپوست باشی ویراستارها غلط املایی بیشتری

  • ترجمه های کمتر

    • لغزش
    • گناه
    • گمراهی
    • ضلالت
    • خبط
    • خطاکاری
    • جهل
    • انحراف
    • اشکوخ
    • رمژک
    • کژباوری
    • کژراهی
    • (حقوق) سهو
    • (کامپیوتر - تفاوت بین نتیجه ی برآورده شده و نتیجه ی واقعی) خطا
    • (گردآوری تمبر پست)نقص یا عیب چاپی (که معمولا تمبر را منحصر به شمار اندکی می کند و قیمت آن را بالا می برد)
    • اشتباه غیر عمدی
    • خطا –اشتباه
    • عقیده ی غلط
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " error " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Error
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خطا

    This sentence contains an error.

    این جمله خطا دارد.

عباراتی شبیه به "error" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "error" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه