ترجمه "erudite" به فارسی
با سواد, دانشمند, متبحر بهترین ترجمه های "erudite" به فارسی هستند.
erudite
adjective
noun
دستور زبان
Learned, scholarly, with emphasis on knowledge gained from books. [..]
-
با سواد
scholarly, learned
-
دانشمند
nounDid erudite Stubb, mounted upon your capstan, deliver lectures on the anatomy of the Cetacea;
آیا استاب دانشمند برفراز چرخ لنگر رفت و نطقهایی درباره کالبد شکافی گروه الها ایراد کرد
-
متبحر
adjectiveHe was learned even to erudition, and almost an Orientalist.
در علوم ادبی متبحر و تقریبا مستشرق بود.
-
ترجمه های کمتر
- عالم
- خبیر، دانا، آگاه، بصیر، واقف، خبره، کاردان
- علامه
- بحرالعلوم
- فاضل
- گسترده دانش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " erudite " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "erudite" با ترجمه به فارسی
-
اطلاع · دانش · دانشوری · فراگیری · فضل و دانش · فضل وکمال · معرفت · یادگیری
-
اطلاع · تبحر · دانش · دانشوری · علامگی · علم · فراگیری · فضل · فضل و دانش · فضل وکمال · معرفت · گسترده دانی · یادگیری
-
دانشمندانه · متبحرانه
-
دانشمند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن