ترجمه "erudition" به فارسی
دانش, تبحر, فضل بهترین ترجمه های "erudition" به فارسی هستند.
erudition
noun
دستور زبان
Profound knowledge, especially that based on learning and scholarship. [..]
-
دانش
nounThey were only marked out from the rest by their erudition.
وجه تمایز اینان از دیگران همانا دانش و فضلشان بود.
-
تبحر
nounthe depth of their erudition;
در علوم مختلف تبحر دارند
-
فضل
He displayed his erudition, cited pell mell cantharides, upas, the manchineel, vipers.
دفتر فضل و دانش خود را گشوده بود و اسامی سموم نباتی و زهرهای حیوانی را در هم و بر هم ذکر میکرد
-
ترجمه های کمتر
- علم
- دانشوری
- علامگی
- فراگیری
- معرفت
- یادگیری
- اطلاع
- فضل و دانش
- فضل وکمال
- گسترده دانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " erudition " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "erudition" با ترجمه به فارسی
-
اطلاع · دانش · دانشوری · فراگیری · فضل و دانش · فضل وکمال · معرفت · یادگیری
-
با سواد · بحرالعلوم · خبیر، دانا، آگاه، بصیر، واقف، خبره، کاردان · دانشمند · عالم · علامه · فاضل · متبحر · گسترده دانش
-
دانشمندانه · متبحرانه
-
دانشمند
-
با سواد · بحرالعلوم · خبیر، دانا، آگاه، بصیر، واقف، خبره، کاردان · دانشمند · عالم · علامه · فاضل · متبحر · گسترده دانش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن