ترجمه "escapement" به فارسی

چرخدنگ, گریزش, فرار بهترین ترجمه های "escapement" به فارسی هستند.

escapement noun دستور زبان

The contrivance in a timepiece (winding wrist watch) which connects the train of wheel work with the pendulum or balance, giving to the latter the impulse by which it is kept in vibration; -- so called because it allows a tooth to escape from a pallet at each vibration. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چرخدنگ

  • گریزش

    The only means of escape was into the room where the two men sat plotting murder

    تنها راه گریزش رفتن به داخل اتاقی بود که آن دو مرد در آن نقشهی جنایتی را طراحی میکردند.

  • فرار

    noun

    Tom was the only person to have ever managed to escape from that prison.

    تام تنها کسی بود که تا آن زمان موفّق به فرار از آن زندان شده بود.

  • ترجمه های کمتر

    • (ساعت) چرخ دنگ
    • (مکانیک) دررو
    • (مکانیک) چرخ ضامن دار (به ویژه در ماشین تحریر)
    • (نادر) گریز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " escapement " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "escapement" با ترجمه به فارسی

  • دروانه · راه فرار از آتش سوزی · پلکان اطمینان · پلکان فرار (هنگام آتش سوزی)
  • جیر جیر · جیغ جیغو
  • فرار کردن
  • قسر در رفتن
  • رجوع شود به defense mechanism
  • (در سیرک و نمایش - هنرمندی که کارهای خارق العاده می کند مثلا خود را از غل و زنجیر رها می سازد) تردست
  • آتش فرار
  • دریچه اطمینان
اضافه کردن

ترجمه های "escapement" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه