ترجمه "escarp" به فارسی
رجوع شود به scarp, سینه کش بهترین ترجمه های "escarp" به فارسی هستند.
escarp
verb
noun
دستور زبان
The side of the ditch next to the parapet in a fortification; the scarp. [..]
-
رجوع شود به scarp
-
سینه کش
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " escarp " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "escarp" با ترجمه به فارسی
-
(در اطراف دژها و سنگرها و غیره) خاکریزی · تنده · دیواره · سرازیری تند · سینه کش · شیب گاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن