ترجمه "escent" به فارسی

روش, بازتابگر[phosphorescent], در حال آغازیدن [obsolescent] بهترین ترجمه های "escent" به فارسی هستند.

escent
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • روش

    noun
  • بازتابگر[phosphorescent]

  • در حال آغازیدن [obsolescent]

  • ترجمه های کمتر

    • درحال ... شدن
    • فرآیند چیزی
    • نور دهنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " escent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "escent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه