ترجمه "eschew" به فارسی

پرهیزکردن, پرهیزیدن, اجتناب کردن بهترین ترجمه های "eschew" به فارسی هستند.

eschew verb دستور زبان

(transitive, formal) To avoid; to shun, to shy away from. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرهیزکردن

  • پرهیزیدن

  • اجتناب کردن

    You know, Elsie Stark, she eschewed the pleasures of this earth.

    ميدونين ، " السي استارک " ، از لذايذ دنيوي اجتناب کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • احتراز کردن
    • دوری کردن (از چیز ناخوشایند یا بد)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " eschew " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "eschew" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "eschew" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه