ترجمه "espousal" به فارسی
زناشویی, هواداری, عقد بهترین ترجمه های "espousal" به فارسی هستند.
espousal
noun
دستور زبان
A betrothal. [..]
-
زناشویی
let a pork packer espouse usury, and cause it to bring forth seven or eight millions
اگر یک خرده فروش با رباخواری مزاوجت کند، و از این زناشویی هفت یا هشت میلیون بو جود آید
-
هواداری
-
عقد
noun
-
ترجمه های کمتر
- طرفداری
- پذیرش
- ازدواج
- جانب گیری
- زن گیری
- مراسم زناشویی
- معنی مصطلح
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " espousal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "espousal" با ترجمه به فارسی
-
ارزشهای مورد حمایت
-
ازدواج کردن · به زنی گرفتن · جانبداری کردن · حمایت کردن از · زن دادن · زناشویی کردن · شامل بودن · شوهر دادن · طرفداری کردن · عروسی کردن · عقیده داشتن به · قرین شدن · هواداری کردن (از) · پشتیبانی کردن
-
ازدواج کردن · به زنی گرفتن · جانبداری کردن · حمایت کردن از · زن دادن · زناشویی کردن · شامل بودن · شوهر دادن · طرفداری کردن · عروسی کردن · عقیده داشتن به · قرین شدن · هواداری کردن (از) · پشتیبانی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن