ترجمه "esplanade" به فارسی

کرانراه, گامگاه, گردشگاه بهترین ترجمه های "esplanade" به فارسی هستند.

esplanade noun دستور زبان

A clear space between a citadel and the nearest houses of the town. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کرانراه

  • گامگاه

  • گردشگاه

  • راه (به ویژه در راستای ساحل برای پیاده روی و گردش)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " esplanade " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "esplanade" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه