ترجمه "espionage" به فارسی

جاسوسی, آبشتگری, انیشگی بهترین ترجمه های "espionage" به فارسی هستند.

espionage noun دستور زبان

The act or process of learning secret information through clandestine means. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جاسوسی

    noun

    act of learning secret information through clandestine means [..]

    We are even training animals as espionage agents.

    ما حتی آموزش حیوانات به عنوان عوامل جاسوسی.

  • آبشتگری

  • انیشگی

  • ترجمه های کمتر

    • خبرکشی
    • پوشیده جویی
    • پوشیده یابی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " espionage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "espionage" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "espionage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه