ترجمه "essay" به فارسی
مقاله, انشا, جستار بهترین ترجمه های "essay" به فارسی هستند.
essay
verb
noun
دستور زبان
A written composition of moderate length exploring a particular issue or subject. [..]
-
مقاله
nounIt's that little girl from Springfield who wrote the essay.
همون دختر کوچولوئه از اسپرینگفیلد هست که اون مقاله رو نوشته.
-
انشا
piece of writing often written from an author's personal point of view
We had to write an essay about our hero at school
یه بار که توی مدرسه باید دربارهی یه قهرمان انشا مینوشتیم
-
جستار
-
ترجمه های کمتر
- سنجیدن
- سعی
- رساله
- کوشش
- تالیف
- کوشنامه
- کوشیدن
- آزمودن
- مبادرت
- (طرح پیشنهادی برای تمبر یا اسکناس جدید) الگو
- (ماهیت یا مرغوبیت و غیره) آزمودن
- اقدام کردن به
- امتحان کردن
- امتحاناانجام دادن
- انشا (نوشته ی کوتاه که بیانگر اندیشه و سلیقه ی نویسنده است)
- جستار کردن
- سعی کردن
- عیارگیری کردن
- محک زدن
- مقاله نویسی
- پردازش (به کاری)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " essay " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Essay
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Essay" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Essay در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "essay" با ترجمه به فارسی
-
توصیف انشایی از خصوصیت ارزیابی شونده، روش تشریحی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن