ترجمه "essen" به فارسی

اسن, شهر اسن (در غرب آلمان), اسن بهترین ترجمه های "essen" به فارسی هستند.

essen
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسن

    Listen, Essen said city hall and the bigwigs okayed the hit.

    گوش کن ، اسن گفت شورای شهر و کله گنده ها از این حمله خبر داشتن

  • شهر اسن (در غرب آلمان)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " essen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Essen proper noun

A large industrial city in Germany. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسن

    A city in the central part of the Ruhr area in North Rhine-Westphalia, Germany.

    Listen, Essen said city hall and the bigwigs okayed the hit.

    گوش کن ، اسن گفت شورای شهر و کله گنده ها از این حمله خبر داشتن

عباراتی شبیه به "essen" با ترجمه به فارسی

  • اصول یازندگی راهبان قدیم یهود
  • یهودی اسین (نام فرقه ی عرفانی یهودی که از قرن دوم پیش از میلاد تا قرن دوم پس از میلاد فعالیت داشت)
اضافه کردن

ترجمه های "essen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه