ترجمه "etching" به فارسی
چاپ فلزی, حکاکی, (صفحه یا هر چیز حکاکی شده) نقش افکنه بهترین ترجمه های "etching" به فارسی هستند.
etching
noun
verb
دستور زبان
(uncountable) The art of producing an image from a metal plate into which an image or text has been etched with acid. [..]
-
چاپ فلزی
intaglio printmaking technique
-
حکاکی
-
(صفحه یا هر چیز حکاکی شده) نقش افکنه
-
ترجمه های کمتر
- قلم زنی
- مطلب چاپ شده (یاتصویر) که با کلیشه ی تیزابی درست شده باشد
- نقش اندازی
- کنده کاری
- کنده کاری شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " etching " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Etching
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Etching" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Etching در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "etching"
عباراتی شبیه به "etching" با ترجمه به فارسی
-
(در خاطر و غیره) نقش بستن · (روشن و آشکار) تصویر کردن · تیزاب کاری کردن · حکاکی · حکاکی کردن · نشان دادن · نقش اندازی بر فلز و شیشه · نقش اندازی کردن · کلیشه سازی کردن · کنده کاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن