ترجمه "ether" به فارسی

اتر, اثیر, فرازمان بهترین ترجمه های "ether" به فارسی هستند.

ether verb noun دستور زبان

(organic chemistry, countable) A compound containing an oxygen atom bonded to two hydrocarbon groups. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اتر

    noun

    class of organic compounds

    You know the barrels of ether that blew up on the truck?

    تو ديدي اون بشکه هاي اتر تو کاميونو ؟

  • اثیر

    the fifth classic physical element

    In what rapt ether sails the world, of which the weariest will never weary?

    این دنیا در چه اثیر بهجت زدهای در حرکت است که خستهترین افراد هرگز از آن خسته نمیشوند؟

  • فرازمان

  • ترجمه های کمتر

    • جوهر
    • فضا
    • (شیمی) اتر (انواع ترکیبات آلی دارای یک اتم اکسیژن که با دو اتم کربن وصل است : ROR1 به ویژه اتر اتیل به فرمول H5C2OC2H5)
    • (عهد باستان) اثیر
    • (فیزیک - سابقا) اتر (ماده ی نامریی که معتقد بودند فضا را پر کرده و موجب انتقال امواج نورو غیره می شود)
    • (نادر) هوا
    • آخشیج پنجم (معتقد بودند که خارج از ماه و مدار آن
    • دیاتیل اتر
    • فراز آسمان
    • فضا و ستارگان از این آخشیج ساخته شده اند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ether " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ether proper

(Mormonism) The ancient American prophet of Mormon theology who wrote the Book of Ether in the Book of Mormon. [..]

+ اضافه کردن

"Ether" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ether در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "ether" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ether" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه