ترجمه "ethereal" به فارسی
آسمانی, ملکوتی, نازک بهترین ترجمه های "ethereal" به فارسی هستند.
ethereal
adjective
دستور زبان
Pertaining to the hypothetical upper, purer air, or to the higher regions beyond the earth or beyond the atmosphere; celestial; otherworldly; as, ethereal space; ethereal regions. [..]
-
آسمانی
Being North Queensland, nothing was washed out by its ethereal glow
فروغ اثیری کویینزلند شمالی، آسمانی و روحانی است؛
-
ملکوتی
of his dreams and ambitions, and of his love for a pale wraith of a girl, sensitive and sheltered and ethereal,
از رؤیاها وجاهطلبیها از عشقش به همزاد رنگپریدهی دختری حساس ملکوتی و جویای تکیه گاه آگاهش کردند،
-
نازک
adjective
-
ترجمه های کمتر
- فضایی
- اتردار
- سماوی
- عرشی
- فرآسمانی
- فرازمانی
- ناخاکی
- (ساخته شده از یا وابسته به فضا و اثیر) اثیری
- (شیمی - وابسته به یا حاوی اتر) اتری
- فرا زمینی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ethereal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ethereal" با ترجمه به فارسی
-
۴،۴-اکسیدلین
-
دیاتیلن گلیکول دیاتیل اتر
-
اکتااتیلن گلیکول مونودودسیل اتر
-
(شیمی) اتر (رجوع شود به ether) · اتیل اتر
-
متیل ترت-بوتیل اتر
-
دیمتیل اتر
-
ترت-آمیل متیل اتر
-
خاصیت اتری یااثیری · روحانیت · لطافت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن