ترجمه "ethmoid" به فارسی
غربالی, غربال, (وابسته به این استخوان) پرویزنی بهترین ترجمه های "ethmoid" به فارسی هستند.
ethmoid
adjective
noun
دستور زبان
Resembling a sieve. [..]
-
غربالی
noun -
غربال
noun -
(وابسته به این استخوان) پرویزنی
-
ترجمه های کمتر
- (کالبدشناسی)
- استخوان غربالی
- استخوان پرویزنی استخوان بینی
- غربالی (ethmoidal هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ethmoid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ethmoid" با ترجمه به فارسی
-
سینوس پرویزنی
-
استخوان پرویزنی · غربال · غربالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن