ترجمه "ethnic" به فارسی

قومی, نژادی, رامگان بهترین ترجمه های "ethnic" به فارسی هستند.

ethnic adjective noun دستور زبان

Of or relating to a group of people having common racial, national, religious or cultural origins. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قومی

    adjective

    The issues were, of course, ethnic sectarian violence.

    طبیعتا موضوع حائز اهمیت خشونت های قومی ومذهبی بودند.

  • نژادی

    adjective

    Discipleship is not constrained by age, gender, ethnic origin, or calling.

    مرید بودن محدودیّت سنی، جنسی، نژادی، یا فراخوانی ندارد.

  • رامگان

  • ترجمه های کمتر

    • کافر
    • (عضو گروه ملی یا مذهبی یا نژادی و غیره که بخشی از جامعه ی بزرگتری را تشکیل می دهد) اقلیت
    • (نادر) کافر
    • (وابسته به دسته ای از مردم که معمولا در اقلیت بوده و دارای زبان و فرهنگ و تاریخ و گاهی ملیت یا نژاد مشترک می باشند) قومی
    • بت پرست
    • رامه ای (در برابر: نژادی ethnical( )racial هم می گویند)
    • غیرمسیحی (و غیر یهودی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ethnic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ethnic

One of the music genres that appears under Genre classification in Windows Media Player library. Based on ID3 standard tagging format for MP3 audio files. ID3v1 genre ID # 48.

+ اضافه کردن

"Ethnic" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ethnic در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "ethnic"

عباراتی شبیه به "ethnic" با ترجمه به فارسی

  • پاکسازی قومی
  • ازلحاظ نژادشناسی · مطابق علم طوایف بشر
  • کلیشه قومی
  • (وابستگی به گروه اقلیت یا داشتن ویژگی های اقلیت ها) قومیت · رامگانی · قبائل · قوم · قوميت · قومیت · قومیت گرایی · گروههای قومی
  • قبائل · قوميت · گروههای قومی
  • رفتار فرهنگی · رفتار قومي
  • پاکسازی قومی
  • نژادی · وابسته به نژادشناسی
اضافه کردن

ترجمه های "ethnic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه