ترجمه "evaluate" به فارسی
ارزیابی کردن, داور, (ارزش چیزی را) برآورد کردن بهترین ترجمه های "evaluate" به فارسی هستند.
evaluate
verb
دستور زبان
to draw conclusions from examining; to assess [..]
-
ارزیابی کردن
verbI evaluated the thirty seven vampires that stayed.
من 37 خون آشام باقی مانده را ارزیابی کردم.
-
داور
nounTo express an opinion or a valuation, especially on esthetics, morality or the like.
-
(ارزش چیزی را) برآورد کردن
-
ترجمه های کمتر
- (تعداد را) سنجیدن
- (ریاضی) به صورت شماره بیان کردن
- ارزشیابی کردن
- اندازه گرفتن
- تخمین زدن
- شماریابی کردن
- عدد یابی کردن
- کاررسی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " evaluate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Evaluate
-
سنجیدن
Verb -
ارزشیابی کردن
عباراتی شبیه به "evaluate" با ترجمه به فارسی
-
دادرس · قاضی
-
توانایی ارزیابی
-
آزمودن ارگانولپتيكي · آزمودن حسي · ارزيابى حسي · تجزیه ارگانولپتیکی
-
ارزیابی رسانه
-
ارزیابی کار اداری-ارزیابی کار دفتری
-
ارزیابی پس از انجام پروژه
-
ارزیابی
-
ارزیابی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن